وقتی جایگاه نقد و مسئولیت جابهجا میشود
به گزارش دفتر رسانه و ارتباطات نهضت استادی بسیج اصفهان، فرهاد مصری نژاد معاون بسیج اساتید استان اصفهان در تحلیلی حمایتطلبی از دولت بدون کارنامهخوانی را نوعی پاککردن صورتمسئله دانسته و تاکید میکند که جامعه نیازمند صداقت است، نه شعارهای همیشگی و نسخههای غیرعملیاتی.
وی در ابتدا تحلیل موضوع را اینگونه آغاز کرد و گفت: پیام اخیر سیدمحمد خاتمی خطاب به انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها، علیرغم ظاهر خیرخواهانهاش، حاوی بخشهایی است که نیازمند نقد جدّی و بیپرده است؛ بهویژه آنجا که بدون ارزیابی دقیق عملکرد، از «حمایت از دولت» سخن گفته میشود. در شرایطی که مردم زیر فشار بیسابقه اقتصادی، ناکارآمدی مدیریتی و بیاعتمادی گسترده قرار دارند، چنین توصیههایی نه تنها سازنده نیست، بلکه میتواند غیرواقعبینانه و حتی آسیبزا تلقی شود.
مصری نژاد این موضوع را در پنج محور اصلی به ترتیب زیر مورد بحث و بررسی قرار داد:
۱. حمایتطلبی از دولت بدون کارنامهخوانی، نوعی پاککردن صورتمسئله است
خاتمی میگوید دولت باید حمایت شود؛ اما حمایت از چه چیزی؟
- از تورم افسارگسیخته؟
- از بیثباتی در تصمیمات؟
- از گسترش نارضایتی اجتماعی؟
- از سیاستهای متناقضی که هر روز سفره مردم را کوچکتر کرده است؟
وقتی بخش بزرگی از جامعه زیر بار مشکلات معیشتی خم شدهاند، دعوت به حمایت از دولتی که هنوز قادر به ارائه کارنامهای قابل دفاع نیست، نوعی دور شدن از واقعیتهای جامعه است. واقعیت این است که مردم منتظر حمایت نیستند؛ منتظر پاسخاند.
۲. اگر قرار است توصیهای داده شود، باید به دولت باشد نه به منتقدان
خاتمی منتقدان را پند میدهد که «گلایههای بیجا» نکنند؛ اما هیچجا خطاب به دولت نمیگوید که:
- تصمیمات غیرکارشناسی را اصلاح کند،
- هزینه ناکارآمدیها را بر دوش مردم نیندازد،
- برای بحرانهای اقتصادی و اجتماعی پاسخگو باشد.
این جابهجایی جایگاه نقد و مسئولیت، یک اشتباه تحلیلی است. کار منتقدان «گلایهکردن» نیست؛ کارشان نظارت، هشدار و مطالبهگری است. و اتفاقاً اگر نقدی امروز بلند شده، نتیجه تجمیع خطاهای مدیریتی است نه کمصبر بودن مردم.
۳. بدون نام بردن از ضعفهای دولت، دعوت به حمایت، بیشتر شبیه مصلحتگویی سیاسی است
خاتمی میگوید دولت «در تلاش است مردم را راضی کند»؛ اما تلاش بینتیجه برای مردم ارزشی ندارد. جامعه امروز از «تلاش» خسته است؛ معیار مردم نتیجه است، نه نیت. اگر قرار است از دولت حمایت شود، ابتدا باید:
- شاخصهای اقتصادی شفاف منتشر شود
- نسبت به تصمیمات اشتباه توضیح داده شود
- مسیرهای اصلاحی اعلام شود
بدون این موارد، هر دعوت به حمایت، طعم مصلحتگرایی سیاسی و نادیده گرفتن درد مردم را دارد.
۴. نقد دانشگاهیان نه «گلایه»، بلکه روایت رنج مردم است
وقتی خاتمی به منتقدان توصیه میکند گلایههای بیجا را کنار بگذارند، این یعنی یا نقدها را نشنیده، یا عمق وضعیت را دستکم گرفته است.
اساتید، دانشجویان و نخبگان امروز از «گلایه» سخن نمیگویند؛ بلکه از فرسایش سرمایه اجتماعی، بحران حکمرانی، مهاجرت نخبگان، سقوط کیفیت زندگی سخن میگویند. اینها گلایه نیست؛ اینها زنگ خطر است. خاموش کردن زنگ خطر، فقط ساختمان را ساکتتر نمیکند؛ بلکه کی تواند آن را در معرض فروپاشی قرار دهد.
۵. جامعه نیازمند صداقت است، نه شعارهای همیشگی و نسخههای غیرعملیاتی
سخن خاتمی درباره مطالبات مردم ناتمام و فاقد شجاعت در بیان ریشههاست. مطالبه واقعی مردم این است که: دولت به جای شعار، عمل کند؛ به جای توجیه، پاسخ دهد؛ به جای گلایه از منتقدان، از خودش سؤال کند. در چنین شرایطی، هر نوع دعوت به «حمایت مطلق» از دولت، حتی از سوی چهرهای چون خاتمی، میتواند فاصله با افکار عمومی را بیشتر کند.
مصری نژاد در جمعبندی نیز اظهار کرد:
پیام خاتمی واقعیات جامعه را نادیده میگیرد، جایگاه نقد و مسئولیت را جابهجا میکند و بدون صورتبندی از خطاها، دولت را از پاسخگویی معاف میکند، و بیش از آنکه یاریگر مردم باشد، بار نقد را از دوش دولت به دوش منتقدان منتقل میکند.
امروز جامعه به جای دعوت به سکوت و حمایت، نیازمند صراحت، شفافیت و پذیرش مسئولیتها است. تا زمانی که این عناصر در گفتار سیاستمداران دیده نشود، هیچ پیام و بیانیهای— حتی با نیت خیرخواهانه—نمیتواند مرهمی بر زخمهای اعتماد عمومی باشد.





















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 1انتشار یافته : 0